X
تبلیغات
رایتل

  چاپ

تاریخ : دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1391 در ساعت 10:30 ق.ظ

                   

 

در عمقِ شب ... آنجا که ستاره ها ... تا همیشه تنهایند

آنجا که دستِ هیچ بشری به آن نمی رسد ...

جاییست لبریز از سکوتِ دل ..

سکوتی که لبالب از فریادهایِ دلِ بیقرارِ شب زده است ...

جایی در شب .. شمعِ یادی .. تا همیشه روشن است ...

یادی که می گیرد از دل ... همه یِ غمها را ...

یادی سرشار از یک حسِ قشنگ ..

که به تو می گوید ... زیبا شده ای ...

به تو می گوید .. که .. نگو ... اسیرِ غمها شده ای ...

جایی در عمقِ شب ... می نشینم کنارِ آسمان ...

و تا خودِ صبح .. با ستاره هایِ بختِ خویش ..

در سکوتی تمام گفتگو خواهم کرد ..

نظرات (2)
سلام ... خوبی ؟؟
چطوری فرشته جونم ... میبینم که سرت شلوغه احساسات قشنگی داری
ما رو فراموش نکنی یه وقت هاااااااا
نشسته ام در تاریکی و سکوت و
غربتم را در گوش ستاره نجوا می کنم ...
تنها مانده ام ...
تنها با خاطراتی کهنه و
قلمی که دیگر نای نوشتن و تاب اشک ندارد ...
قلمی که برای دلخوشی من می نویسد :
غربت من هرچی که هست از با تو بودن بهتره ...!
نمی دانم !
تک تک لحظه هایم را غم دوری از تو فرا گرفته و
با هر نفسی که بی تو می کشم !
مگر بی تو هم می شود نفس کشید !
این ها نفس نیست ، قفس است
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

کد موزیک الما

قالب وبلاگ