X
تبلیغات
رایتل

.............  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 15 آذر‌ماه سال 1391 در ساعت 06:17 ق.ظ

خدایِ من .. به من بگو چرا ؟؟

چرا یکی با لبی پر از لبخند می گشاید دو چشم خویش را هر سحر

چرا یکی با بغض و آه شب های پر هراسِ خود را می چسباند به صبح

چرا یکی دلش تا ابد هم باز نمی شود و هیچ فصلی .. فصل دلخواهش نیست

به من بگو چرا ؟ چه فرقیست بین پائیز تو برای دل

که یک نفر عاشقانه می خرامد میانِ رنگهای آن

یکی بیزار می شود از باد و ابرِ آن

خدای من بگو .. بگو

چرا نمی شود که تا ابد ..

همه بخندند به روی هم .. به روی زندگی .. به روی غم

چرا نمی شود که تا ابد .. همه شاد باشند دورِ هم

چرا ؟ چرا ساختی آدمهایت را اینقدر رنگ به رنگ

چرا همراهشان نکردی صلحِ قشنگ را .. نه اینکه جنگ ؟؟

چقدر پر از چرا شدم

چقدر من از خیلی از آدمهایِ تو جدا شدم

چرا خدا ؟؟ خدای من .. به من بگو چرا

در خیلی از ثانیه های زندگی

بغضِ بی صدا شدم ؟؟

تو ساختی مرا

حتم دارم تو می دانی جواب این چراها را

مگر نه ای خدای من ؟؟

پس ...

به من بگو ...

چرا ؟؟؟؟؟؟


نظرات (6)
ممنون از حضورت

با اجازه این پستت رو گذاشتم تو وبلاگم

خیلی با حال و هوام ...
روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** ***

دل پریشان آمد، گفتم بخوانش، خواند و بازگشت.!!!!!

امید مضطرب آمد ، گفتـم بخوانش، خـوانـد و بازگشت.!!!!*** ***

آرزو با دلهره آمد،گفتم بخوانش، خواند و بازگشت ... !!!*** ***

عشق خنده کنان آمد!

گفتم خواندیش؟ گفت: من سواد ندارم

برای من نوشته گذشته ها گذشته تمام قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم

یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم

کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم

کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم

نوشته هر چه بود تموم شد

نوشتم عمر من حروم شد

نوشته رفته ای ز یادم

نوشتم شمع رو به بادم

نوشته در دلم هوس مرد

نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسه بودم زندگیمو به چشمات

کاشکی نخورده بودم به سادگی فریب حرفات

لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم

به این دل دیوونه راه گریزو ساده بستم

سلام دوست عزیز حقیقتش دنبال مطلب قشنگ می گشتم تو وبلاگ های مختلف که با وب سایت شما برخورد کردم ودلم نیومد بدون یادگاری برم واقعا معرکه هستین
دوست خوبم:
درود دوست عزیز ممنون از حضور پرمهرتون
کمتر نمی شد بنویسید
من خوابم یا بیدار !!!!
اون روزی راجع به مصطفی یه چی دیگه نوشته بودی !
چرا امروز یه چی دیگه میبینم ؟!
؟؟؟؟؟
دوست خوبم:
گریه برای زلال شدن دله که از چشمانت میاد..امان از روزی که این اشک از دلت بیاد که به نا حق شکسته باشه ..اون وقت صدای خدا درمیا...
دوست خوبم:
سلام فرشته جون .
یه سوال پرسیدم که جواب ندادی .
البته هنوز منتظر جوابت هستم .
مصطفی کیه ناقلا ؟ ... ؟
نکنه آره ؟
دوست خوبم:
درود دوست عزیز
نمیدونم چرا انقدر واسه شما جالب شده؟
الان میام یاهو جوابتون رو میدم این شعر خیلی سر وصدا راه انداخته
فکر بد نکن لطفا
مصطفی عشقم هست
بسیار زیبا....حس رو بیان میکنی.....منتظر کارهای دیگرت هستم....موفق باشی....وتبریک
دوست خوبم:
درود دوست عزیز مممنون از حضورتون
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

کد موزیک الما

قالب وبلاگ